ويژگي هاي امام زين العابدين(عليه السلام) +نسيم معرفت

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب



نتيجه تصويري براي گلهاي ناب در گلدان ها


***نسيم معرفت***



خبرگزاري فارس: ابوحمزه ثمالي مي گويد: امام زين العابدين در تاريکي شب، نان و نواي مستمندان را بر دوش مي کشيد و به طور ناشناس آن را انفاق مي کرد و مي فرمود: «صدقه ي پنهاني، خشم الهي را فرو مي نشاند».





 بردباري


از جمله ويژگي هاي بارز امام سجاد عليه السلام شکيبايي وي در برابر ناگواري ها و گذشت نسبت به کساني است که به او بي حرمتي يا جفا کرده بودند. در طول تاريخ هميشه کساني بوده اند که گاه به دليل ناآگاهي و زماني براي دنياپرستي و دنياداري با اولياي الهي به ستيز برخاسته و آنان را آزار مي داده اند.


روزي مردي علي بن الحسين عليه السلام را ديد و زبان به اهانت گشود و سخت ناسزا گفت.


همراهان امام مي خواستند او را تنبيه کنند، امّا امام مانع شد و فرمود: «متعرّض او نشويد!» سپس به آن مرد رو کرد و فرمود: «کار ما بيش از اين ها بر تو پوشيده است، اگر نيازي داري بگو تا برآوريم». مرد از شکيبايي و بزرگواري و نيز لحن ملايم و محبت آميز امام به شدتمتأثر شد. شرم سراسر وجودش را فرا گرفت تا آن جا که از خجالت ديگر نتوانست به صورت امام نگاه کند.امام بي درنگ دستور داد تا خدمتکارانش هزار درهم در اختيار او قرار دهند. پس از آن روز هرگاه آن مرد، امام را مي ديد، مي گفت: «گواهي مي دهم که تو از فرزندان رسول خدا و از خاندان وحي و نبوّت هستي».


گذشت و بخشايش


يکي از عموزاده هاي امام سجاد عليه السلام به نام «حسن بن حسن» با ايشان کدورتي پيدا کرده بود. روزي حسن وارد مسجد شد و امام زين العابدين عليه السلام را در آن جا ديد. بي درنگ با پرخاش و تندگويي آن حضرت را آزرده خاطر ساخت. امام در برابر سخنان او کوچک ترين واکنشي از خود نشان نداده تا اين که حسن از مسجد خارج شد.


شب هنگام، امام سجّاد عليه السلام به خانه اش رفت و به او فرمود. برادر! آن چه امروز در حضور اهل مسجد درباره ي من گفتي، اگر راست باشد، از خداوند مي خواهم که مرا بيامرزد و اگر نسبت هاي نارواي تو به من دروغ باشد، از خداوند مي خواهم که تو را بيامرزد. درود بر تو و رحمت و برکات خدا شامل حال تو باد!»


امام اين سخنان را گفت و بيرون آمد.


حسن که هرگز چنين برخوردي را از امام انتظار نداشت و خود را براي شنيدن سخنان تند و کوبنده آماده کرده بود، به خود آمد و خود را در برابر کوهي از بزرگواري و شرافت يافت. شرمنده شد و با چشمي گريان در پي حضرت روان گرديد و از امام پوزش طلبيد. امام بر حالش رقت آورد و اطمينان داد که او را بخشيده است».2


فروتني


امام زين العابدين عليه السلام پيوسته با فقيران هم نشين و هم خوراک مي شد به گونه اي که يکي از آنان به حساب مي آمد. امام با اين رفتار به مردم مي فهماند که خودبزرگ بيني در برابر ذات خداوند شايسته نيست؛ زيرا او آفريننده ي آسمان ها و زمين است. حضرت سجاد عليه السلام با آرامش و فروتني راه مي رفت و هرگز از مرز اعتدال خارج نمي شد.3


در مسافرت ها خود را به همراهانش معرّفي نمي کرد و هم پاي آنان کار مي کرد. در يکي از مسافرت ها که مانند هميشه به کار مشغول بود، يکي از آشنايان او را ديد و به آنان گفت: «آيا اين آقا را نمي شناسيد؟ او علي بن الحسين عليه السلام است». آنان وقتي امام را شناختند، به پاي حضرت افتادند و دست و پايش را بوسيدند. سپس از کوتاهي هايي که در حق او کرده بودند، پوزش طلبيدند.


امام روزي بر گروهي از جذاميان گذشت که بر سفره اي نشسته بودند و غذا مي خوردند. آنان حضرت را به سفره ي خويش دعوت کردند. امام فرمودند: «اگر روزه دار نبودم، مي پذيرفتم». ايشان هنگامي که به خانه رسيد، دستور داد غذايي نيکو آماده کردند. سپس آنان را به افطار دعوت کرد و با آنان در غذا خوردن همراه شد.4


عفو در هنگام قدرت مندي


هشام بن اسماعيل، والي مدينه بود که در زمان فرمانروايي خويش بر امام سجاد عليه السلام بسيار ستم مي کرد. سرانجام وليد او را از حکومت عزل کرد و مناديان وليد در مدينه ندا دادند:


هرکس که در زمان فرمانروايي هشام بر او ستم شده يا از او حقي ضايع گشته است، مي تواند حق خود را از او طلب کند. هشام در اين ميان بيش از همه از جانب امام سجاد عليه السلام بيم داشت؛ زيرا در حق آن حضرت بسيار جفا کرده بود. اما بر خلاف تصوّر او، هنگامي که امام با وي روبه رو شد، بر او سلام کرد و از ياران خود نيز خواست تا متعرض او ـ که اکنون ضعيف و ناتوان است ـ نشوند. هم چنين امام به او اطمينان داد و فرمود: «اي هشام بن اسماعيل! تا مي تواني رضايت مظلومان و بي پناهان را جلب کن و از ناحيه ي ما نگران نباش!».5


انفاق هاي پنهاني


ابوحمزه ثمالي متوفي 150 ه .ق مي گويد: امام زين العابدين در تاريکي شب، نان و نواي مستمندان را بر دوش مي کشيد و به طور ناشناس آن را انفاق مي کرد و مي فرمود: «صدقه ي پنهاني، خشم الهي را فرو مي نشاند».6


چنين بود که پس از شهادت ايشان، در هنگام غسل دادن ديدند پينه هايي بر پشت و شانه هاي حضرت وجود دارد. چون علت را پرسيدند، دريافتند که آن ها آثار کوله بار غذاهايي است که امام براي تهي دستان بر دوش مي کشيده است.7يکي از پسرعموهاي امام سجاد عليه السلام مستمند و نيازمند بود و امام هميشه در نهان و به طور ناشناس وي را کمک مي کرد.


از آن جا که وي فرد امدادگر را نمي شناخت، همواره از آن حضرت گله مند بود که چرا به وي رسيدگي نمي کند؟ امام سجاد عليه السلام با وجود گلايه هاي او، هرگز خود را معرفي نکرد و نفرمود که آن امدادگر ناشناس من هستم تا اين که امام بدرود حيات گفت. آن گاه پسرعموي گلايه گزار از واقعيت آگاه شد و در کنار قبر امام مي گريست و عذرخواهي مي کرد.8بسياري از خانواده هاي محروم و نيازمند مدينه، شبان گاهان از بخشش هاي مردي ناشناس بهره مند مي شدند و هرگز او را نشناختند مگر زماني که علي بن الحسين عليه السلام در گذشت و ديگر کسي به سراغ آنان نيامد. آن گاه بود که دانستند آن امدادگر ناشناس، زين العابدين بوده است.


نفاق در تاريکي شب


سفيان بن عيينة از زهري نقل مي کند:در شبي سرد و باراني، علي بن الحسين را در کوچه هاي مدينه ديدم که مقداري آرد و هيزم بر پشت گرفته بود و به جايي مي رفت. به آن حضرت گفتم: «اي پسر رسول خدا! چه بر دوش داريد؟» امام فرمود: «سفري در پيش دارم که توشه ي آن را آماده کرده ام و مي خواهم در جاي امني قرار دهم».


عرض کردم: «آيا اجازه مي دهيد خدمتکار من شما را در حمل اين آذوقه کمک کند؟»امام فرمود: «خير». گفتم: «اجازه بدهيد خودم شما را کمک کنم». امام باز فرمود: «خير. چرا چيزي که در سفر به کار من مي آيد، خود، متحمّل نشوم؟ تو را به خدا سوگند! مرا تنها بگذار!»آن شب گذشت. چندي بعد خدمت امام رسيدم و پرسيدم: «سفر آن شب چگونه گذشت».


امام پاسخ داد: «آن سفر از آن سفرها که تو پنداشتي نبود. منظور من سفر آخرت بود و من خود را براي آن جهان آماده مي کنم. با دوري از حرام، بخشش و انجام کارهاي نيکو».9سفيان بن عيينه نيز مي گويد: در يکي از روزها که امام علي بن الحسين عليه السلام عازم سفر حج بود، خواهرش سکينه ـ دختر حسين بن علي عليه السلام ـ هزار درهم به عنوان کمک هزينه ي سفر در اختيار وي نهاد، ولي هنگامي که امام به نزديکي «حرّه» رسيد، همه ي آن مبلغ را ميان مستمندان تقسيم کرد.


اطعام نيازمندان


امام باقر عليه السلام مي فرمايد: چه بسيار مواردي که پدرم در کنار يتيمان و بينوايان مي نشست و با دست خويش به آنان غذا مي داد و براي آنان که عيالمند بودند، غذا مي فرستاد.10امام صادق عليه السلام مي فرمايد: علي بن الحسين عليه السلام در روزهايي که روزه داشت، گاه خود غذا مي پخت و هنگام افطار، غذا را به خانه ي نيازمندان مي فرستاد. بسيار رخ مي داد که براي خود ايشان، غذايي باقي نمي ماند و با نان و خرما افطار مي کرد.


برخورد امام با نيازمندان، برخورد فردي توان مند و برتر با فردي زيردست و منّت پذير نبود، بلکه مي کوشيد تا هنگام رفع نياز مستمندان، آنان دچار حقارت نشوند. از اين رو، پيش از اظهار نياز، به آنان کمک مي کرد و مي فرمود:آفرين بر کسي که توشه ي مرا به سوي آخرتم بر دوش کشد و مرا ياري دهد.11


عبادت هاي امام سجّاد عليه السلام از زبان امام صادق عليه السلام


امام صادق عليه السلام در توصيف عبادت هاي اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمود: «در امّت اسلامي هيچ کس نتوانست همانند رسول خدا به عبادت اهتمام ورزد جز علي بن ابي طالب عليه السلام. او چنان عبادت مي کرد که گويي بهشت و دوزخ را مي بيند». آن گاه فرمود: «در ميان اهل بيت اميرالمؤمنين، شبيه ترين فرد به او زين العابدين عليه السلام مي باشد؛ زيرا چنان در عبادت پيش تاز بود که فرزندش امام باقر عليه السلام در او خيره شد و اثر عبادت را در چهره اش آشکار يافت و از مشاهده ي حال پدر گريست. امام سجاد عليه السلام که علت گريستن فرزند را دريافته بود، فرمود: آن نامه و صحيفه اي را که عبادت هاي علي عليه السلام در آن ثبت شده است، بياور!


امام باقر عليه السلام نامه را به پدر داد و آن حضرت مشغول مطالعه شد. پس از لختي مطالعه، درنگ کرد و آهي عميق از سينه برآورد و گفت: کيست که بتواند مانند اميرالمؤمنين عليه السلام آن همه عبادت خدا کند».12درباره ي آن حضرت نقل کرده اند که در هر شبانه روز، هزار رکعت نماز مي گزارد. وقتي به امام سجاد عليه السلام گفتند که شما بيش از جدّتان علي عليه السلام عبادت مي کنيد، امام اظهار داشت: «من در عمل يک روز علي عليه السلام نگريستم و تأمل کردم، دريافتم که نمي توانم در طول يک سال اعمالي انجام دهم که با عمل يک روز علي عليه السلام برابري کند».البته ممکن است منظور حضرت، عبادت از منظر کمّي نبوده بلکه به جنبه ي کيفي و ارزشي آن اشاره داشته باشد. چنان که اين معنا از برخي روايات ديگر نيز استفاده مي شود و به ويژه رواياتي که از برتري ضربت علي عليه السلام در روز جنگ خندق بر عبادت جن و انس خبر مي دهند.13


نماز امام سجاد عليه السلام


امام سجّاد عليه السلام چون وضو مي گرفت و خود را براي نماز آماده مي کرد، رنگ رخسارش دگرگون مي شد و چون از علت آن مي پرسيدند، پاسخ مي داد: آيا مي داني که مي خواهم به آستان چه بزرگي راه يابم و در برابر چه مقامي قرار بگيرم»14. بارها مي ديدند که امام زين العابدين عليه السلام وضو گرفته و براي رسيدن وقت نماز به انتظار نشسته است.در اين حال از شدّت خضوع در برابر حق و احساس بندگي به درگاه او، آثار نگراني در صورتش ظاهر بود.


طاووس بن کيسان يماني از تابعين مشهور و از اصحاب امام زين العابدين عليه السلام مي گويد:


«در حجر اسماعيل، امام را ديدم که سرگرم عبادت و مناجات با پروردگار بود. وقتي به نماز مي ايستاد، رنگ چهره اش گاه زرد و گاه گلگون مي گشت. بيم از خدا در اندامش متجلي بود و چنان نماز مي گزارد که گويي آخرين نماز اوست. چون به سجده مي رفت، تا دير زمان در سجده مي ماند و چون سر بر مي داشت، قطرات عرق بر بدنش جاري بود. هماره تربت سيدالشهداء عليه السلام همراه داشت و جز بر آن پيشاني نمي نهاد».15


سجده هاي سيدالساجدين


زيادي سجده ها و تداوم هر سجده ي امام علي بن الحسين عليه السلام سبب گرديد که آن حضرت را «سيدالساجدين» لقب دهند. بر اثر اين سجده هاي طولاني و فراوان، پوست پيشاني ايشان زبر شده بود.امام باقر عليه السلام مي فرمايد: پدرم هيچ نعمتي را به ياد نمي آورد مگر اين که با ياد کردن آن به درگاه خداوند سجده مي گذارد.


هنگام قرائت قرآن چون به آيه هاي سجده مي رسيد، نيز به وقت خطر و احتمال رخداد حادثه اي ناگوار و هم چنين پس از پايان نمازهاي فريضه يا هر گاه که موفق مي شد خدمتي انجام دهد و ميان دو مؤمن را اصلاح کند، سر به سجده مي گذاشت و خداوند را سپاس مي گزارد».16يکي از خدمتکاران آن حضرت مي گويد:«روزي مولايم به سوي صحرا رفت و من همراه او بودم. در گوشه اي از صحرا به عبادت پرداخت.


به هنگام سجده، سر را بر سنگ هاي ريز و درشت مي نهاد و با گريه و تضرّع خدا را ياد مي کرد. کوشيدم تا صداي حضرت را بشنوم. آن روز شمردم که امام در سجده ي خويش هزار مرتبه گفت: «لااله الااللّه حقا حقا، لااله الاّاللّه تعبّدا و رقّا، لااله الااللّه ايمانا و تصديقا».چون امام از سجده سر برداشت، صورت و محاسن او به اشک هايش آغشته بود.17


جلوه هاي معنوي امام سجّاد در مراسم حجّ


تاريخ نگاران براي امام سجاد عليه السلام بيست سفر حج ثبت کرده اند، آن هم سفرهايي که در آن، حضرت فاصله ي ميان مکّه و مدينه را پياده پيموده است. امام در اين سفرها، مرکب به همراه داشت، ولي مصمّم بود تا طريق خانه ي خدا را با پاي خويش بپيمايد و در مسير محبوب، از وجود خود مايه بگذارد.18


عرفان و عشق حضرت سجاد عليه السلام به پروردگار بر تمامي اعمال عبادي او پرتوافکن بود و به همه ي زندگي وي صبغه ي الهي و جلوه اي معنوي مي بخشيد.


وقتي آن حضرت لباس احرام مي پوشيد، از ياد خدا و جلال او، رنگ چهره اش تغيير مي کرد و چنان در جذبه ي معنويت حق قرار مي گرفت که از گفتن «لبيک» نيز ناتوان مي شد. همراهان ايشان با ديدن اين حالت به شدت تحت تأثير قرار مي گرفتند و مي پرسيدند: «چرا لبيک نمي گوييد؟» امام پاسخ مي داد: «بيم آن دارم که لبيک بگويم، ولي خداوند در جوابم ندا دهد: لالبّيک».19


پي نوشت ها:


1ـ امام سجاد عليه السلام، جمال نيايشگران، ص 2.


2ـ مناقب، ج 4، ص 158. ر.ک: امام سجّاد، جمال نيايش گران.


3ـ مشکاه الانوار، ص 205.


4ـ الکافى، در حاشيه ى مرآة العقول، ج 2، ص 130، باب التواضع.


5ـ ارشاد، ج 2، ص 146.


6ـ بحارالانوار، ج 46، ص 88.


7ـ خصال صدوق، ص 517.


8ـ کشف الغمة، ج 2، ص 303.


9ـ علل الشرايع، ص 231.


10ـ علل الشرايع، ص 231.


11ـ تذکره الخواص، ص 184.


12ـ اعلام الورى، ص 255.


13ـ امام سجاد، جمال نيايشگران، ص 62.


14ـ ارشاد، ج 2، ص 163.


15ـ سيراعلام النبلاء، ج 4، ص 393 ـ 394.


16ـ اعلام الورى، ص 256.


17ـ احقاق الحق، ج 12، ص 26.


18ـ ارشاد، ج 2، ص 146.


19ـ تهذيب التهذيب، ج 7، ص 305.


منبع : مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910404001114


نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:06

فهرست وبلاگ